روز مادر مبارك
مادر
تو را چه بنامم ای مادر
.jpg)
تندیس عشق، گنجینة مهر، مظهر محبت؟!
ای عروس آفرینش، ای که از گیسوانت عصمت، از دیدگانت مهر،
از مژدگانت نور، از دستانت کرامت، از لبهایت سخن عشق
فرو می بارد
به تبسم،
به تکلم،
به خوشی
به نگاه خویش
به هر سوی کاشانه عطر و نور می پاشی.

جان فدای پیامبرم که فرمود:
"بهشت زیر پای مادران است"
آری بهشت زیر پای توست،

ای مادر،
ای قامت بلند فداکار
دوستت دارم

(( تولد مادر خوبیها مبارک ))

نوشته شده توسط معشوق تنها در سه شنبه 4 تیر1387 ساعت 12:57 موضوع | لینک ثابت
سلام علیکم ورحمة الله![]()
تا حالا با آخوند سلام و احوالپرسی کردین ؟ اگه نکردین حالا این کارو بکنین ![]()
خوبین ؟ حال همتون خوبه ؟ دوباره اومدم تا یه مطلب بنویسم تا نگین که رفتم و فراموشتون کردم ![]()
.... و اما الهام
عنوان مطلبی که قراره آپ کنم اینه ...
الهام یه اسطورست . یه نماد صبر . یه جور قدرت . یه ....
خانوم دکتری که واسه فیزیوتراپی پام پیشش میرفتم الهام رو بهم معرفی کرد
. البته یه نسبتی هم با خانوم دکتر داره .
خیلی وقت بود که خانوم دکتر گیر داده بود که یکی رو بهم معرفی کنه
اما من قبول نمیکردم . بعد ها فهمیدم که این گیردادنها برای الهام هم بوده .
دهم دیماه پارسال باهاش آشنا شدم
. صحبت کردیم
. بیرون رفتیم
. امیدوار شدیم
. دعوا افتادیم
. آشتی کردیم
. عشقولانه شدیم
. از هم متنفر شدیم
. پلیس گرفتمون
. داداشش فهمید
. خونشون دعوا شد
. نا امید شدیم
....
آبجیم و شوهرش از بندر اومده بودن که بهش گفتم و با هم رفتیم بیرون .![]()
به داداشم و خانومش گفتم . اونام گیر دادن گفتن باهم بریم بیرون . رفتیم . ![]()
یعنی هر اتفاقی که میتونست بیفته برای ما افتاد .
و الهام شد یکی مثل
... نمیشه براش مثل تعیین کرد .
به مامانش گفت . مامانش حمایتش کرد .
فعلا همه چی درست داره پیش میره . قراره که بعد امتحانات این ترم که ایشالله
( با دعای خیر شما )درسم تموم میشه دو (۲) تا بشم . ![]()
قسمت بود . تقدیر بود . بخت بود . اقبال بود . هر چی بود نمیدونم ....
ولی خیلی چیز باحالی بود . این بود از قضیه مزدوج شدن ما .
حالا یکی مثل آجی فرزانه که تازه اول جوونیشه
شروع کرده به ادامه تحصیل دادن .
هر کی آینده رو یه جور میبینه .
ایشالله که هممون عاقبت به خیر بشیم و آینده به کاممون باشه .
اینم از جواب کنجکاوی های شما دو سه تا کلانتر . ![]()
به یادتون هستم هر چند دیگه کم کم سرم خیلی شلوغ میشه . واسم دعا کنین . یادتون نره
خدانگهدارتون . ![]()
![]()
نوشته شده توسط معشوق تنها در سه شنبه 7 خرداد1387 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت
دلم خوش بود یه سری آدمای باحال الآن منتظرم هستن وفتی برم لااقل یه سری میزنن و یه خبری میگیرن ازم
.
قبول من بی معرفت . ولی شماهم خدائیش خیلی بامعرفتین
.
دستتون درد نکنه . اینم دومین آپم بود که هیچکدومتون خبر نگرفتین
.
من عمدا تو این مدت زیاد اومدم سر زدم ببینم اوضاع از چه قراره؟ دیدم نه
دیگه مثل قدیما نیست . ظاهرا اوضاع خیلی فرق کرده
عیبی نداره .
بازم دلم براتون تنگ میشه ![]()
بازم براتون دعا میکنم ![]()
بازم به یادتون هستم ![]()
بازم براتون مینویسم ![]()
بازم بهتون سر میزنم ![]()
حتی اگه شماها اصلا به فکرم نباشین ![]()
به یادم نباشین![]()
برام پیغام نزارین![]()
بازم برمیگردم.
خدانگهدار همتون تا بعد![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط معشوق تنها در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 ساعت 16:50 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشم
با دلای غم گرفته کمی مهربون باشیم
کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه
مرحمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه
کاشکی شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم
گل سرخ و از تو شهر پاک باغچه نکنیم
کاشکی پاک کنیم تموم اشکایی جاریه
رنگ یاسایی کنیم که همیشه بهاریه
کاش با مهربونیمون غصه ها رو کم بکنیم
رشته های عشق و تا همیشه محکم بکنیم
کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن
اگه درد و دل کنن به آرزوشون میرسن
کاش تو عصری که همش سنگیه و آهنیه
بگیم از چیزایی که خوبه ولی رفتنیه
کاش هنوز دیر نشده قدر همو خوب بدونیم
نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم
کاشکی این یه جمله هیچ موقع زیادمون نره
آدمی چه بد باشه چه خوب باشه مسافره
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY